ماتریکس

می نویسم همه ی هق هق تنهایی را...

 

     اینم دستاوردی دیگر از جوانان ولایت محور این مرز و بوم!

 


نویسنده : محمد ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/٢/٧


     آقای سابق، لحظه ی تولد:

                                لاکن قابله را مجانی می کنیم، ....

 

 

پ.ن:

             رجوع کنید به افاضات آیت ا.. سعیدی در مورد آقای فعلی و لحظه تولد ایشون.


نویسنده : محمد ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱/٢۸


 

 

بدون شرح!

 

پ.ن:  برگرفته از 3 نسل دت کام


نویسنده : محمد ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱/٢۳


 

     مکعب روبیک شیرازی رسید!

 

 

پ.ن:

       برگرفته از مطلب رضا حسامی در فیسبوک


نویسنده : محمد ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱/٢٠


فرشاد، فرید، زن بگیرید!

فرهاد، وحید، زن بگیرید!

ای وای چرا شما جوانان
این قدر یخید؟ زن بگیرید!

از کله صبح توی چت روم
لطفا نلمید! زن بگیرید!

امشب بروید خواستگاری
لفتش ندهید! زن بگیرید!

هرطور شده فقط بجنبید
تا این ور عید زن بگیرید!

عمرا بشود، نمی توانید
در سال جدید زن بگیرید!

بالاست اگر اجاره خانه
چادر بزنید زن بگیرید!

از قیمت سکه هم نترسید
کو قصد خرید؟ زن بگیرید!

کی مهریه داده کی گرفته؟
با وعده وعید زن بگیرید!

کی گفته که لازم است حتما
عاشق بشوید زن بگیرید؟!

تا یک دو پیامک از ملیحه
یا زهره رسید زن بگیرید!

دیدید اگر پدرزنی توپ
فورا بروید زن بگیرید!

یارانه که می دهند فعلا
با آن بروید زن بگیرید!

این شهر شده مجرد آباد
یالا بپرید زن بگیرید!

دپرس شده حال نسترن هم
از غصه تکید، زن بگیرید!

فرزانه و ژاله هم گرفتند
غمباد شدید، زن بگیرید!

شعر از: مصطفی مشایخی


نویسنده : محمد ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٢/٢٢


 

پدر شهید: خیلی دوست داشت بره جنگ نرم… نه که نرم بود… اون می‏زد، بقیه فقط می‏خوردن دیگه!… خیلی حال می‏کرد! منم اجازه دادم بره دیگه!… بالاخره خانواده که ارزش نداره… آدم باید این چیزارو در راه نظامش فدا کنه… والا!
مادر شهید: از بچگی عاشق این کارتون می‏تی‏کومون بود که ایام عزاداری پخش می‏شد. مخصوصاً اون قسمتش که سِگارو یه آردی می‏زد، مثل گاز اشک آور همه چشمشون کور می‏شد، بعد می‏زد تو سرشون، بعد زمبه رو می‏فرستاد، گازشون بگیره! همیشه بعد از کارتون، می‏رفت تو کوچه، اداشون‏و در می‏آورد!
همسر شهید: خیلی به حقوق زنان احترام می‏ذاشت!… همش تو خونه من‏و می‏زد، می‏گفت: حقته!… دوباره می‏زد، باز می‏گفت: حقته!
دختر شهید: بین سران فتنه فرق نمی‏ذاشت! همه‏شونو می‏گفت اعدام باید گردند! همه‏شون!
همسایه‏ی شهید: یه بار رفتیم پشت بوم، دیدیم این دیشای ماهواره همه تا شدن، غیر از یکیشون که رو نوکش یه انبردست بود. رفتیم از شهید پرسیدیم: این دیشارو تو تا کردی؟!… گفت: انبردست تو دست دیش بزرگه! حتما کار دیش بزرگه!… گفتیم: آخه مرد مومن! دیش که نمی‏تونه تکون بخوره!… گفت: اگه نمی‏تونه تکون بخوره، چرا روش آجر می‏ذارین؟………… ما دیگه کم آوردیم، خفه شدیم!
یکی از همرزمان: این‏ روزای آخر دیگه خیلی پرهیزگار شده بود… من بهش گفتم: شهید جان! ساندیس بخور! بذار جون بگیری!… ولی هی سر باز می‏زد! می‏گفت: نه! من بدون ساندیس هم می‏تونم ادامه بدم! واسه نیروهای دیگه ساندیس کم می‏آد!… خلاصه دیگه بصیرتش رو از دست داد و… [هق هق] رفت جلو داد زد: در مقابل مامور مخصوص رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خامنه ای، احترام بگذارید! بعد این باتومش رو هی چرخوند، آخرش خورد تو سرِ خودش و درجا شهید شد!

پ.ن:

       گرفته شده از وبلاگ "اندرمیان"


نویسنده : محمد ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٢/٢۱


 

     شنیده بودم مـصــبا ح یز د ـی گفته فتنه گران بترسند از وقتی که روحانیون از قدرت های ماورائی خود استفاده کنند!

     هرچند انقد اعصابم خرد بود که حوصله ی طنز نوشتن نداشتم ولی خداییش حیفم اومد این گفتش رو ننویسم. شروع کردم به نوشتن:

    تورو خدا دقت کنید به این جمله! آدم از ترس زهره ترک میشه! هممونو سنگ می کنن. شاید تبدیلمون کنن به خر سوارشن، مصباح خیلی ترسناکه! به چشمش از حدقه بیرونه و آویزونه. دندونای نیشش بلنده و همیشه خون می چکه ازش. وااااااای. چشماش آدمو سنگ می کنه. انگار از آدم خوارای ماقبل تاریخه. هووووووویییی.

    داشتم می نوشتم که یه دفعه دیدم یه حرارت عجیبی به تنم خورد و کاغذم آتیش گرفت! پشت سرم رو نگاه کردم. واااااای! باورم نمی شد. خودش بود. با همون هیبت وحشتناک. خشکم زده بود به خودم گفتم خیاله همش پاشو ....

     یه دفعه یه ورد خوند دیدم یه جای بزرگ هستیم. انگار خیالی نبود. کاملا واقعی بود. بیدار بودم. مثله یه سالن خیلی برزگ و خالی و کاملا سیاه. هیچی توش نبود ولی صداهای مهیبی از دور میومد. صدای فریاد زجر کشیدن مردا. صدای گریه ی دلخراش زنا و دخترا. سالن انقد بزرگ بود که آخرش پیدا نبود. بعد  یه صدای خشک و منحوس باز شدن در اومد. یه در جولومون باز شد ه بود و ازش حرارت می زد بیرون! منو کشید که ببره اون تو. گفتم اینجا کجاست؟ گفت باید بری جهنم! یه نگاه توش کردم دیدم یه موجودات جنی کریه توش هستن و می خوان گوشتمو بخورن! گفتم اینا کین؟ گفت اینا تو دنیا زیاد دروغ گفتن اینجوری شدن. ته قیافشون  آشنا بود. یه هاله ی آتیشم دورشون بود که چشم آدمو خیره می کرد. شبیه هاله ی احـــمـــدیـــنجاد ولی آتشین. حتی از مصــــــبا  ح ترسناک تر و مهیب تر. التماس کردم که منو نبر. گوش نمی داد. قهقهه میزد. بلندم کرد پرتم کرد تو. یه دفعه یه نفر تو هوا گرفت منو. از اونام کریه تر و مهیبتر بود با دندونای دراز و خونی و چشمای قرمز. دستاش بوی خون می داد. گفت برت می گردونم به دنیا،‌ اما باید یه فیلم ضبط کنی که به رهــــبــــ ـر اعتقاد داری و اگر کشته شدی طرفدارای موسوی کشتنت،‌ بعد می کشمت ولی میبرم تو بهشت. چاره ای نداشتم. گفتم باشه.برگردندوندم زمین. از تعجب شاخ درآوردم، خود  ر هـــبــ ـر بود. اون هیبت وحشتناک چهره ی برزخیش بود. فورا بساط فیلم برداری آوردن که اعتراف کنم. زدم زیرش. چی می گفتم؟ به یه حیوونه آدم خوار رذل کریه جنی اعتقاد دارم؟ اومد گردنم رو گاز گرفت و با دندون نیشش سوراخ کرد. خون زد بیرون. ولی درد نداشت. احساس کردم عوض شدم.یکی دیگه شدم.از همونا شده بودم. دیگه هیچی یادم نبود از گذشته. انگار مغزمو کامل پاک کردن و بعدش با اطلاعات مغز خودشون پر کردن. دوباره گفت اعتراف کن. گفتم چشم آقا. شما امر کنید. شروغ کردم به تحسین آقای خودم. هیچی برام مهمتر از آقا نبود. آقا شده بود خدای من رو زمین. چه عالمی بود. نوکری آقا.

    وسط حرفام بود که یه دفعه صدای خرد شدن شیشه اومد. شیشه های بیت خرد شد. یه عده سبز پوش ریختن تو. می خواستن به آقا تعرض کنن. پریدم جلوی آ قا که پیش مرگشون بشم. جون من چه ارزشی داشت در مقابل زندگیه سرورم؟ ولی خیلی زیاد بودن و عصبانی. چند نفرم از پشت آقا اومدن و آقا رو گرفتن. گفتم یا زهرا. کاری از دستم بر نمیومد. خواستم خودمو بکشم که یکی از سبزا اومد دستم و گرفت. به یه اسمی که نمی شناختم صدام می زد. خیلی حرفاش عجیب بود. می گفت: محمد، محمد اینجا چکار می کنی تو؟ ببین بالاخره آزاد شدیم. بالاخره فرستادیمشون جهنم. نمی دونستم چی بگم. توی دلم می خواستم خفش کنم ولی یه جوری آشنا بود. نمی تونستم.

    کم کم داشت یه چیزایی یادم می اومد. مبهم بود ولی حسم داشت عوض می شد. بی اختیار گریم گرفت. نمی دونم چرا ولی انگار از خوشحالی بود. یه نفر اومد بغلم کرد و تبریک گفت. نمی دونستم چه خبره ولی هرچی بود خیلی قشنگ بود. احساس سبکی و آزادی داشتم. انگار یه یوغ سنگین رو پس از سالها از گردنم باز کرده باشن. گفتم من نمی دونم چه خبره. گفت اشکال نداره. با حرفای جادویش مغزتو  تسخیر کرده بوده.  شستشوی مغزیت داده. ولی الان که مرده  کم کم یادت میاد. فعلا باید جشن بگیریم. توی خیابونا همه جا جشن بود. نمی دونستم چی به چیه ولی هرچی بود خیلی زیبا بود. آره،‌ دیگه از جاسوسای کثیف همیشگی خبری نبود. شهر پاک پاک بود  و همه خوشحال. قلبم داشت تند و تند می زد....


نویسنده : محمد ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٢/٦


 

      دانشمندان متعهد وزارت ارتباطات در حال طراحی و برنامه نویسی موتور جستجوی ملی به نام "یاحق" هستند.

       قسمت هایی از الگوریتم های این پروژه به طور اتفاقی لو رفته و در اختیار ماتریکس می باشند. گفتنیست این الگوریتم ها، نحوه ی ارائه نتایج "یاحق" را برای کلمات کلیدی مختلف مشخص می کنند.

 

1- اگر کلمه ی کلیدی == "مامانی یا آخِی یا مهربان یا راست یا خوب یا خدا یا  متدین یا مردم دوست یا خدمت یا خوش قیافه یا ماه یا پرتوان یا دهم یا ماشااله یا بزنم به تخته یا دمت گرم یا امام زمان یا سیب زمینی یا 20:30 یا ..." 

آنگاه:

       نتیجه = احمدی نژاد، دولت دهم، محمود.

2- اگر کلمه کلیدی == " زشت یا بد یا بی تربیت یا بیشعور یا لوس یا گمشو یا ایییش یا اکبیری یا اَخ یا  ..."

آنگاه:

     نتیجه = سر فتنه موسوی، سر فتنه کروبی، سران فتنه، اعدام سران فتنه، سران فتنه بی دین، سران فتنه ی بصیرت ندار.

 

3- در بقیه موارد:

    نتیجه = " کاربر گرامی اگر کلمه ای که جستجو کردید "خوب" است نتیجه احمدی نژاد می باشد و اگر "بد" است به دلخواه موسوی یا کروبی را انتخاب کنید. و در صورتی که از خوب یا بد بودن کلمه مورد نظر مطلع نیستید، طبق کلیه بندهای قوانین فتا بیخیال شوید و الا کشته شده و مردنتان گردن سبزها انداخته خواهد شد."

 

پ.ن:

      وای که چقدر خرن اینا! یعنی واقعا این احمقا فکر کردن "یاهو" معنیش " یا  هو" ی عربیه که اومدن مترادفش رو گذاشتن؟!؟ یعنی فتا داریم سالها خوابیده تو آب نمک!


نویسنده : محمد ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٢/۱


 

     به نظر شما مثبت است؟

    0 الف: مثبت است مثله هلو.

    0 ب: به گزینه ی الف مراجعه کنید.

    0 ج: با توکل به گزینه ی الف بععععله.

 

نتایج:

     25 درصد گزینه را انتخاب کرده اند.

     50 درصد هر سه گزینه را انتخاب کرده اند.

      33.54 درصد شرکت نکرده اند.

        67.0000022 درصد به دلیل تحریکات شبکه های ماهواره ای اصلا به سایت وارد نشده اند.

مدتی بود تو ذهنم بود همچین طنزی بنویسم. اما امروز دیدم سایت "ندای انقلاب" بهترشو نوشته اونم به صورت جدی! کلا حال کردم! نظرسنجی کرده با 1 گزینه! البته برا جمع آوری امضا. بعدم نتایجشو اعلام کرده که تا این لحظه 99.4 درصد به گزینه رای دادن!

آخه عوضیه دروغگوی بی پدر و مادر! اگه نظرسنجیه چرا فقط 1 گزینه داره؟ اگر جمع آوری امضا هست و یه گزینه بیشتر نداره اون 0.6 درصد رو از کجاتون درآوردین؟ نه واقعا خیلی خرین! یه مشت نفهم بی شعور شدن همه کاره!

متنش اینه:

   جمع آوری امضاء برای اعدام مفسدین فی الارض

بعدش:

   گزینه ی الف: موافقم.

این عکس سایته:

https://sites.google.com/site/mamlekatepix/malmlekate-pix/100.jpg

آدرسش هم که:

http://www.nedayeenghelab.com/

 

پ.ن:

      دوستان عزیزم من به دلیل اینکه سرعت اینترنتم وحشتناکه، نتونستم عکس صفحه ی نتایج رو آپلود کنم. عکس صفحه اول هم قبلا دوستان آپلود کرده بودن که گذاشتم. اگر رفتین به این سایت و هنوز درستشنکرده بودن لطف کنین یه عکس بگیرین ازش آپلود کنین آدرسشو بدین تا اضافه کنم. مرسی.


نویسنده : محمد ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/۳٠


 

     برنامه خبری شبکه دوم سیما شریعتمدای و شخصی به نام سراج رو آورده بوده چرت و پرت بلغور کنن. جناب سراج فرمودند "رسانه ی اصلی فتنه گران توییتر تیتر زده بود نظام دو بر یک فتنه را شکست داد."

      خداوندا از تو ممنونیم که تحلیلگران دشمنان ما را از هرگونه فهم، شعور، فرهنگ، دانش و دیگر ملزومات بشری مبرا ساختی. واقعا آدم وقتی سطح آی کیوی این موجودات رو می بینه به پیروزی خودش امیدوار میشه. مرتیکه ی احمق هنوز نمی دونه توییتر چیه! من که میگم اصلا نمی دونه سایت و اینترنت و اینجور مخلوقات عجایب چیه. فکر کن! توییتر تیتر زده بود! یا مثلا تراوین گزارش داد! یا گوگل تحلیل کرد! یا یاهومسنجر آمار داد! حتی فیس بوک تو سرمقاله گفته بود!

 

پ.ن:

      خودم در جریان پخش این برنامه و افاضات نام برده نبودم، خبرش رو توی گودر و شیر امیرحسین نامی خوندم. خداییش نمی دونم باید اسمشو بیارم یا نه!

 

مشترک خوراک "فید" ماتریکس شوید.

فید چیست؟


نویسنده : محمد ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/۳٠


 

      سردار  گفت:

       " دولت مبارک برای سرکوب معترضان لباس شخصی ها ی بسیج را شبیه سازی کرده بود"!

      وی نگفت که آیا این افتخار است یا محض خنده این حرف را زده و یا از دهانش دررفته است.

     اما چیزی که مسلم است این است که لباس شخصی های مصر هیچ غلطی نتوانستند بکنند، همانطور که لباس شخصی های ایران نخواهند توانست.


نویسنده : محمد ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/٢٤


 

    سریال قهوه ی تلخ، مستشار:

          ببینید، من از جایی میام که داروها به شکل های مختلف هستند. مثل قرص ها، کپسول ها، شربت ها، سرم ها،‌ و البته یک جور دیگه(در حالی که انگشتش رو نشون میده!) هستن که ما زیاد کاریش نداریم.

 

   سریال قهوه تلخ، بلوتوس:

         یازده سکه برای این؟ در یونان سر کوچه ی ما همین را دو سکه می دادند!

لبخند

پ.ن ١:

         ممکنه نوشته ها عین دیالوگ های گفته شده نباشن ممکنه کمی فرق داشته باشن چون دقیق یادم نیست. اما همون منظور رو میرسونن.

پ.ن ٢:

         سر کوچه ی ما آخر طنز بود! قضیه گوجه فرنگی که یادتون هستچشمک دمت گرم مدیری!


نویسنده : محمد ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/٢٤


 

     بدبخت شدیم! حالا بیا درستش کن! خر بیار و باقالی بار کن! تا حالا که هیچ ربطی نداشت می گفتن مصر از انقلاب ما الگو گرفته بعد از صد سال. حالا که اون مبارک کثافت صاف روز 22 بهمن استعفا داد، چه هوچی گری راه بندازن؟!  آخه مادر مرده نمی تونستی دیروز بدی؟ آخه خروس چقد بی محل!

     هیچی دیگه! ما که تی وی نمی بینیم، ولی بدبخت به دل اونایی که می بینن ،که تا ماه ها هی می گن، هی تحلیل می کنن، هی مثال می زنن، هی تجزیه می کنن..... تا بکنن تو مخ این مردم "عقل به چش" که آره ما اینیم. این مردمم باور می کنن مثله وحی منزل.

    اصلا کی می دونه؟ شایدم با مبارک معامله ای چیزی کردن که آقا بیا و 22 بهمن استعفا بده!

 

پ.ن:

       دقت کردین هر موقع خبری دارن که می تونن نیم ساعت مانور بدن روش تا سروته اخبار رو هم بیارن، از فلسطین ملسطین خبری نیست! به محض اینکه کم میارن، دوباره فلسطین میشه مهمترین موضوع جهان و روزی نیم ساعت خبر میدن ازش!


نویسنده : محمد ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/٢۳


 

    بالاخره تموم شد. خلقت آدم و حوا رو می گم. خداوند شش روز تمام روشون کار کرده بود و روز هفتم گذاشتشون تو آفتاب که خشک بشن. درابتدا فقط کلمه بود. حتی میل جنسی و اینجور مقولاتم نبود و قرارم نبود باشه.

    دقایقی بعد جیغ حوا دراومد. خدا با عجله به سمتشون اومد و گفت چه مرگته  می زاری 4 تا چیز شِیر کنیم؟ حوا گفت این آدم  آشغال بیشعور کثافت، یه مشت گل از لا پام برداشت، گذاشت لا پای حودش! خداوند نگاهی به لای پاهاشون کرد و به فکر فرو رفت.یه دفعه جرقه ای در ذهنش زده شد.

     خداوند به حوا گفت: نگران نباش حوا جان. صبر کن اون دنیا خودم حالشو می گیرم. کاری می کنم که تا ابد التماس کنه این مشت گل رو بزاره سرجاش و تو ناز کنی!

 

پ.ن :

     این یه جک بود که چند سال پیش شنیدم. گفتم چون قدیمیه شاید آنگولا نشنیده باشن.

پ.ن پ.ن:

    اونایی که نمیدونن آنگول چیه، تو دانشگاه ما به سال صفریا می گفتن آنگول.

 

مشترک فید ماتریکس شوید.

مشترک فید ماترکس شوید.


نویسنده : محمد ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/٢٠


 

    اپلیکیشن intonow جدیدا برای آیفون و آیپاد اپل منتشر شده است. این اپ، قسمتی ازسریال تلوزیون را میبیند و نام و مشخصات کامل آن را در اختیارتان می گذارد. بنابراین اگر جایی درتلوزیون سریالی دیدید که خوشتان آمد، میتوانید آیفون خود را روبروی تلوزیون بگیرید و اطلاعات کامل سریال را بدست بیاورید و به طور خودکار به سایت های فروش سریال هدایت شوید !

     به نظر شما  اگر جلوی سریال های ایرانی بگیریم چه می شود؟

1- می گوید تکراریست ارزش دیدن ندارد!

2- هنگ می کند زیرا تا به حال در تلوزیون ایران فقط آخوند دیده است!

3- می گوید کانالو عوض کن بابا! بزن آنتن ببینیم چی داره!

4- به طور خودکار با حسن عباسی تماس گرفته و اطلاعات کامل را از او می گیرد.

 


نویسنده : محمد ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/۱٩


 

     انقلاب ما، انفجار هاله ی نور بود.


نویسنده : محمد ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/۱٩


 

-سلام. ببخشید اومدیم تحقیق در مورد این پسر ته کوچتون. برا امرخیر!

-به به! خیلی هم خوب. بسیار پسر خوب و نجیبین. همه چی تمومن. البته فقط یه تیک کوچیک دارن.

- تیک؟

-نه نه! چیز مهمی نیست. بیچاره تیک که نداشت که!‌ از وقتی رفت تو نظام نه که خنگ و کودن بود هی زدن تو سرش عقده ای شد تیک گرفت.

-یعنی عقده ایه؟

-نه بابا! عقدشو خالی کرد. وقتی درجه گرفت دو تا سرباز صفرو خفه کرد عقدش خالی شد.

-قاتله؟!؟!

-اون که تقصیری نداشت، امام زمان بهش گفته بود باید قربانیشون کنی. بعد از اینکارشم انداختنش زندان کهریزک.

-زندانم رفته؟!؟

-اونجوری که شما فکر می کنین نه بابا! اونجا بازجو بود. اعتراف می گرفت. هرکی هم اعتراف نمی کرد، تجاوز می کرد بهش بدفرم!

-تجاور؟

-یه جوری می گین انگار دست خودش بود! خب دستور از بالا میومد دیگه!

-بالا کجاست؟

-خب بالاتر از همونجایی که الان خودش هست دیگه.

- کجاس مگه؟

- البته خودش اصلا خودشو در این حد و حدود نمی دیدا! ولی سرنوشتش بود دیگه. مثل اینکه تجاوزاتش اثر کرد. یه روز از بالا اومدن بردنش گفتن تو انتخابات رای آوردی. اونم از خدا خواسته قبول کرد دیگه.

- هااااااا! اونه!!!!!!؟؟؟؟  اه اه! کی به این دختر میده بابا!


نویسنده : محمد ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/۱۳


     جرس: در واکنش به سرکوب اعتراضات مردمی در مصر توسط حکومت آن کشور، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی به مقامات مصری هشدار داد که از هرگونه برخورد خشونت‌آمیز با موج مردمی آن کشور خودداری نمایند.

     رو که نیست! سنگ پای قزوینه!


نویسنده : محمد ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/٩


     وی گفت: «امروزه همه جامعه و حتی نوجوانان می‌دانند که بزرگ‌ترین قدرت‌های دنیا برای نتیجه گرفتن در حل و فصل معادلات بین‌المللی نیازمند ایران هستند».

 

پ.ن1:

     هرچی خواستم کم و زیادش کنم که چیز  خوبی دربیاد نشد! بعد دیدم همین جمله خودش به تنهایی طنزه. اصلا خودش مزاحه، خودش جکه، چه می دونم هجوه، هزله، اصلا آخر شعره این جمله.

پ.ن2:

    این جمله کاملا واقعیه. منبعش رو ذکر نکردم ولی خودتون می تونید پیداش کنید.


نویسنده : محمد ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/۸


     هرچقدر دوستان دارن ذوب میشن در ولایت،‌ ما داریم یخ میزنیم در ولایت.

 

پ.ن:‌ ولایت = شهر و دیار


نویسنده : محمد ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/٧


     مسعود ریاضیات رئیس انجمن شرکت های اینترنتی در زمینه مشکلات این شرکت ها و وضعیت اینترنت در ایران اظهار داشت:

     ....در سال ۷۲ ایران دومین کشور خاورمیانه بود که به اینترنت متصل شد ولی امروزه از تمامی کشورهای منطقه به جز عراق و افغانستان عقب تر است.

در همین زمینه پیشنهاد  میدهیم نام وزارت "ارتباطات" به وزارت "قطع ارتباطات" تغییر نماید.


نویسنده : محمد ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/٧


 

خس و خاشاک:

            لطفا 5 تا نون بدین. پولش چقد میشه؟

محمود شاطر:

          عزیز من صبر کن الان حساب می کنم.

محمود شاطر پشت تلفن:

          الو؟؟!!  سازمان ملله؟

سازمان ملل:

         بله بفرمائید.

محمود شاطر:

         از ایران زنگ می زنم برادر خوبین؟  منزل خوبن؟ یه سخنرانی برام جور کنین بیام جهان رو مدیریت کنم.امام زمانم وردستم وامیسته!

سازمان ملل:

       نمنه؟ هوی یارو استخدام دلقک تمام شد. سال دیگه دوباره زنگ بزن.

محمود شاطر:

       نه نه کار دیگه داشتم. برا استخدام که یه هفته پیش مشایی جونو فرستادم          مصاحبه. با مهر صد آفرینم قبول شد بابا.

       الان می خواستم قیمت دقیق جهانی نون رو بپرسم. آخرین بار 5 دقیقه پیش

       قیمت گرفتم تو این مدت چقد رفت روش؟

سازمان ملل:

       12.3 احمدی زیاد شد. الان شده 10 آقا و 23 احمدی 99 مشایی.

محمود شاطر:

        آی بچه بزن تو سایت مطلب ببین چقد میشه؟

"2 ساعت بعد سایت باز می شود:"

کارگز نانوایی:

        اوس محمود 5 تا نون از قرار .... میشه 52 آقا و 42 احمدی و 26 مشایی.

خس و خاشاک:

             بفرمائید این پولش.

محمود شاطر با نگاهی به اسکناس ها:

             بزار مدیر جهان بشم، میدم عکس خودمو با هولوگرام هاله ی اورجینال بندازن

             رو یورو هم بندازن.

محمود شاطر:

              می خوای بقیشو سهمیه بسیج برا قبولی دانشگاه یا امریه سربازی بدم؟

               راستی اگه قول مردونه بدی و به جون آقا  ت قسم بخوری که  فردا بیای

               استقبالم و سخنرانیمو گوش بدی تخفیف می دم بهت.

 

خس و خاشاک:

             ولمون کن بابا! بقیشو برو برا خودت لباس بخر.

 

لباس شخصی امنیت نانوایی به دوستاش:

             بیاین بیاین گرفتمش. ببرین بندازینش تو بازداشتگاه. جرمش زیاد سنگین

             نیست 3 مورد اعتراف درجه 2 با 5 مورد درجه 3 ازش بگیرین کافیه. برین بعدا

             متن اعترافا رو می فرستم براتون.

 

پ.ن 1: در راستای طرح هدفمند سازی یارانه ها: "قیمت کلیه اجناس باید جهانی شود"

پ.ن 2: شاید داستان ادامه داشته باشد.


نویسنده : محمد ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٩


 

      خبرگزاری فارس: دانشمندان اعلام کردند ملاقات با یک زن زیبا می‌تواند برای سلامت انسان مضر باشد.

      در پی اعلام این خبر، همان مسئول همیشگی گفت:

      "از این پس برای حفظ سلامت عمومی جامعه خواهران و برادران بسیجی به دستگاه اسیدپاش برای کریه المنظر کردن دختران زیبا مجهز می شوند. همچنین روی درب خروجی زایشگاه ها فیلتر زشت گذر نصب خواهد شد که مانع از خروج نوزادان دختر مامانی از زایشگاه قبل از فرآیند اسیدپاشی می گردد." ایشان در ادامه گفتند،:

    "اگر دانشمندان تازه این موضوع را فهمیده اند،‌ من از دوران نوجوانی تا کنون به این مسئله فطرتا پی برده ام." وی دلیل ادعای خویش را داشتن احساسی عجیب در هنگام ملاقات با زن های زیبا در ناحیه زیر شکم خود بیان کرد و گفت "مورمور می شود."

    در خبرها آمده است که شعارهایی در این رابطه برای راهپیمایی های خودجوش بعدی مردم پیش بینی شده است که در زیر نمونه هایی از آنها را مشاهده می کنید.

١- خشگله، خشگله،‌ مرگ به نیرنگ تو    هورمون استرس زا حاصل پیوند تو

٢- درود بر زشت کثافت قبیح     مرگ بر خوشگل زیبای ملیح

٣- خوشگلا در چه فکرین؟    زشتا همه بسیجین

4- ما همه زشت و عنتریم جمیعا   کریه و نحس و احمقیم  جمیعا

5- هرگز نمیرد آنکه خودش را نمود زشت        نحس است در جریده ی عالم نمای ما

۶- ز دست زید خوشگل داد و فریاد        که رویای کریهان داده بر باد

٧- بسی مفت خوردم در این سال سی       وطن زشت کردم به ناراستی

     در همین راستا صندوق مالی و اعتباری مهر اعلام کرد که از این پس مقداری از پول های امام زمان را به صورت وام "خود افتضاحی" در اختیار دخترانی که تمایل به جراحی پلاستیک برای کزاهت منظر و بازگشت به آغوش ملت دارند قرار می دهد.

    قابل ذکر است مرکز تهیه و توزیع شعارهای گوسفند پسند دولت از مردم خواسته است که شعارهای پیشنهادی خود را در این رابطه اعلام کنند. در این راستا ماتریکس امکانی را فراهم کرده که با نوشتن شعار خود در قسمت نظرات این پست،‌ می توانید شعار خود را در کمترین زمان به دست مرکز فوق برسانید. دقت کنید که اولویت با شعارهای گوسفند محور می باشد.

 

پ.ن: در متن خبر خبرگزاری فارس آمده است که "نتایج یک تحقیق در دانشگاه والنسیا نشان می‌دهد که ملاقات با یک زن زیبا باعث افزایش هورمون استرس موسوم به کورتیزول در بدن انسان می‌شود." به واژه ی انسان دقت کنید. از آنجا که مفهوم خبر افزایش هورمون در مردهاست و نه زن ها، نتیجه می گیریم فارس زن ها را آدم حساب نمی کند.


نویسنده : محمد ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۸


    حجی نظافتچی زحمت کش خوابگاه به یکی از دانشجویان گفت:

"دخترا تو خوابگاه بهم میگن نخودی و بدون حجاب میان جلوم."

به نطر شما حجی در چه فکریست؟


نویسنده : محمد ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۸


     رئیس پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ گفته که هر نوع مهمانی مختلط جرم است! او همچنین می گوید فاصله ی کمتر از 5 متر میان دختر و پسر، صف نان مختلط، خرید مذکر و مونث از یک مغازه، نشستن در تاکسی به صورت مختلط، ارئه ی غذای یکسان برای دختر و پسر در سلف دانشگاه ها و مواردی از این قبیل نیز جرم محسوب شده و جزای آن دوشب اختلاط با مامورین نیروی انتظامی در کهریزک است.

    وی در ادامه به تمهیدات جدید نیروی انتظامی و دولت برای جلوگیری از اختلاط خبر داده و گفت: در آینده ی نزدیک مشترکان شبکه های مخابراتی کشور تفکیک جنسیتی خواهند شد و به احتمال زیاد همراه اول به دختران و ایرانسل به پسران اختصاص داده خواهد شد. همچنین سایت های اینترنتی ملزم خواهند شد که بسته به جنس بازدید کننده از سرورهای جداگانه استفاده نمایند. پیاده روها، مکان های تفریحی، جاده ها، اتوبوس های درون و برون شهری، قطارها، مراکز خرید، جاده ها، محل کار کارمندان، زایشگاه های نوزادان دختر و پسر، آب لوله کشی شهرها و ... تفکیک جنسیتی خواهند شد.

      وی با اشاره به حذف طرح کنترل جمعیت و صدور شناسنامه برای تعداد نامحدود فرزندان هشدار داد که صدور شناسنامه منوط به یک جنس بودن فرزندان بوده و در صورت تولد نوزاد با جنس مخالف اجازه ی سقط جنین داده خواهد شد.


نویسنده : محمد ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٧


یا مقسومٌ علیه


نویسنده : محمد ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٦


     قائم مقام وزیر بهداشت در امور بازرگانی گفت: گزارش‌هایی مبنی بر ورود و توزیع مانکن‌های جنسی به کشور داشته‌ایم اما هنوز نمی‌توانیم این خبر را تأیید کنیم...

     یک مقام مسئول دیگر ادامه داد: تا پیش از این   مانکن های موجود در کشور بسیار بدجنس و در برخی موارد ناجنس بوده و ارتباط مناسبی با مشتری برقرار نمی کردند. از این رو برآن شدیم که با وارد کردن مانکن های جنسی به کشور باعث "نزدیکی" مشتری با مانکن شده و بدین ترتیب بازار پوشاک را رونق بخشیم. اینکار باعث ترقیب مردم به خصوص جوانان برای خرید بیشتر شده و اجرای طرح هدفمند کردن را تسهیل می بخشد!

     به نظر شما عرضه ی این مانکن ها می تواند تعدادی از مشکلات جوانان را حل کند؟      در مورد لزوم یا عدم لزوم خواندن صیغه در زمان خرید مانکن جنسی چه نظری دارید؟

مانکن های جنسی - نشر اکاذیب-طنز-ماتریکس

 

 


نویسنده : محمد ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٥


 

مگسان گرد شیرینی! طنز، نشر اکاذیب، ماتریکس

 

   طراح تابلوی بالا که از ارائه دهندگان طرح مبارزه با بدحجابیست، در مصاحبه ای گفت:

   "طرح اولیه ی این تابلو هنگامی به من الهام شد که همسرم را در حال انجام منکرات با جمعی از دوستان هم سنگر دیدم."

    به نظر می رسد که مصاحبه ی فوق کذب محض بوده و هیچ منبع معتبری صحت ان را تایید نکرده است.


نویسنده : محمد ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۳


    تاثیر مثبت  اقدامات دولت در راستای هدفمند کردن،‌ بر معیشت مردم و عدم نیاز مردم به کار.

 


نویسنده : محمد ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۳


     در ادامه ی طرح برخورد با بدحجابی در مجلس شورای اسلامی اتفاق افتاد:


نویسنده : محمد ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٢