ماتریکس

می نویسم همه ی هق هق تنهایی را...

 

     سلام. نمیدونم چرا چند روزه نمی تونم چیزی بنویسم. شدم آدمی که حس هیچ کارو نداره! آدمی که فقط تو خیال خودش زندگی میکنه. دنیا براش نه مهمه نه لذت بخش. نمی دونم. شایدم می دونم. شاید به خاطر دلتنگیه. تمام کارم شده فکر کردن به گذشته و حسرت خوردن و ناامیدی. اونم تو این روزا که بیشتر از همیشه کار دارم. یه کار جدید شروع کردم که تا قبل از عید باید کاراش رو انجام بدم، راهش بندازم. باید از این حالت در بیام. اینجوری نمیشه.


نویسنده : محمد ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٢/٦