ماتریکس

می نویسم همه ی هق هق تنهایی را...

 

    سریال قهوه ی تلخ، مستشار:

          ببینید، من از جایی میام که داروها به شکل های مختلف هستند. مثل قرص ها، کپسول ها، شربت ها، سرم ها،‌ و البته یک جور دیگه(در حالی که انگشتش رو نشون میده!) هستن که ما زیاد کاریش نداریم.

 

   سریال قهوه تلخ، بلوتوس:

         یازده سکه برای این؟ در یونان سر کوچه ی ما همین را دو سکه می دادند!

لبخند

پ.ن ١:

         ممکنه نوشته ها عین دیالوگ های گفته شده نباشن ممکنه کمی فرق داشته باشن چون دقیق یادم نیست. اما همون منظور رو میرسونن.

پ.ن ٢:

         سر کوچه ی ما آخر طنز بود! قضیه گوجه فرنگی که یادتون هستچشمک دمت گرم مدیری!


نویسنده : محمد ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱۱/٢٤