ماتریکس

می نویسم همه ی هق هق تنهایی را...

     توی خیابون تصادف شده. یه موتوری با یه رنو. موتوریه افتاده رو زمین و حالش بده. بعد از  چند دقیقه آمبلانس می رسه. مصدوم رو سوار می کنن. دو تا از دوستای مصدومم که رسیدن سر صحنه می خوان سوار بشن و باهاش برن. راننده ی آمبلانس میگه نمیشه. بحث رو ادامه می دن. مصدوم داره خونریزی می کنه. اینا بحث می کنن. رنو می بینه خرتوخره گازشو می گیره در میره! مصدوم داغونه. راننده آمبلانس با دوستا دست به یقه شدن. مصدوم مصدومه! مردم میان جلو که آشتیشون بدن. توی شلوغی یه نفر موتر رو بلند می کنه، می پره روش و در میره! بله دزد!! در آمبولانس رو می بندن و راه می افتن.مردم کم کم متفرق می شن. صدای آژیر پلیس نزدیک میشه! ماشین پلیس یه دستی می کشه و تریپ شوماخر کنار پارک می کنه و میاد می گه چی شده!!! نه رنویی مونده، نه موتوری، نه مصدومی، نه چیزه دیگه تازه آقا رسیده ژست سرعتم می گیره! فرداش خبر می شم که موتوریه توی راه بیمارستان فوت کرده!


نویسنده : محمد ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۸