ماتریکس

می نویسم همه ی هق هق تنهایی را...

     این عکس ها رو بینید. فکر می کنید چی باشن؟ خیلی جالبن. اولی توجهم رو بیشتر جلب کرد. اینا دونه های نمک و فلفلن که با میکروسکوپ الکترونی عکس برداری شدن. نگاهشون کنید، شبیه قلوه سنگ و کلوخ نیستن؟

     یه مدت پیش یه فیلم مستند دیدم که از تصویر یک میدان توی ونیز شروع می شد، قسمت اول پله پله زوم می کرد. رفت تا رسید به کف میدون. بعدش رفت توی یه مولکول، بازم جلوتر رفت و رسید داخل یه اتم از اون مولکول. تا کوارک ها و چند تا ذره ی شناخته شده ی دیگه رفت و رسید به مرز. مرزی که بشر هنوز هیچی در مورد اونورش نمی دونه. مرز کوچکترین ذره های شناخته شده. اینجوری قسمت اول سفرش تمام شد. دوباره پله پله برگشت به همون میدون. ایندفعه اپله پله رفت توی دنیای خیلی بزرگ ها! آسمون، جلوتر ماه، بعدش خورشید، بعدش منظومه ی شمسی، بعدش کهکشان راه شیری، بازم جلو رفت تا رسید به مجموعه های بزرگی از کهکشان ها، رفت تا مرز بزرگترین چیزهایی که بشر تا حالا کشف کرده.

     توی تمام این سفر، شباهت های جالبی بین بخش اول و دوم بود. مثلا چرخش الکترون ها دور هسته ی اتم، شباهت زیادی داشت به چرخش سیارات به دور ستاره ها. مثلا منظومه ی شمسی. همون سیستم، با قوانین تقریبا یکسان. جوری که اگه یه تصویر بسته از هر کدومش نشون می داد، امکان داشت اشتباها فکر کنی اون یکیه. واقعا شگفت انگیزه. فوق العاده کوچک، فوق العاده بزرگ، در ظاهر کاملا متفاوتن. اما در واقع بطور شگفت انگیزی شبیه به هم هستن. من فکر می کنم کاملا ی دقیقا یکسان باشن. این تفاوت های کوچیکی هم که هست به نظر من هنوز علم بشر به جایی نرسیده که بفهمه تفاوتی وجود نداره. منظورم اینه که یه روزی یک فرمول جهانی کشف می شه که رفتار همه ی اون چیزی که در جهان وجود داره رو توضیح میده. فرمولی که براش فرقی نمی کنه که در مورد نیروی بین کوارک ها بکار بره یا نیروی بین کهکشان ها. فرمولی که هیچ استثنایی نداشته باشه. رابطه ای  که رفتار تمام هستی رو پیش بینی کنه.

     وقتی همچین فرمولی کشف بشه، واکنش گروه های مختلف مردم دیدنیه! فکر کنید مثلا خپیروان ادیان توحیدی می گن آهان! این همون خداست که ما می گفتیم. که همه جا هست. عرفا می گن چیز جدیدی نیست. ما قرن هاست که داریم اینو می گیم. همیشه گفتیم که توی همه ی موجودات خدا رو می بینیم. درخت، خاک، هوا، آتش، همه و همه خدا هستن. فلاسفه احتمالا می گن این همون واجب الوجودیه که ما می گفتیم. لائیک ها می گن چیزه عجیبی نیست، مواد مختلف که نیروهایی بینشون برقراره و حالا که این فرمولی که همه چیزو توضیح میده کشف شده، دیگه احتیاجی نیست که برا خودمون خدایی بسازیم و ناشناخته هامون رو به اون نسبت بدیم. خلاصه خیلیا باید اعتقادات و باورهاشون رو بزارن کنار. نمیدونم کدوماشون، ولی هستن کسایی که می بینن تمام چیزی که باور داشتن صرفا مشتی مزخرفات پوچ و بی پایه بوده.

     حالا یه چیزه دیگه. تصور کنین که دنیای ما یک ذره باشه توی یه دنیای بزرگتر. منظورم اینه تمام دنیای ما در واقع ذره باشه برای موجوداتی که توی دنیای بزرگتری زندگی می کنن. فکر کنین. امکانش هست. ما همه ی معیارهای فیزیکیمون رو از همین دنیا برداشتیم. در واقع مقیاس های دنیامون رو داریم با خودش می سنجیم. پس فقط یه سری مقادیر نسبی داریم.بیخیال دیگه! اگه بخوام از این چیزا بگم حالاحالاها باید بنویسم. شاید فعلا بهترین کار این باشه که سعی کنیم از دنیای خودمون حداکثر استفاده رو بکنیم. یا کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم.

    این دونه های فلفل و نمک رو که دیدم یاد اون فیلم افتادم. هرچی فکر می کنم اسم فیلم یادم نمیاد! به محض اینکه یادم اومد براتون می زارم.

     این عکس ها رو از خبرگزاری مهر برداشتم  -که البته خودشم با کمال پررویی از یه جا دزدیده و اسم خودشم نوشته روش و زده تو خبرش! - عکس ها از بالا به پایین تصویر میکروسکوپی دونه های نمک و فلفل، نخ دندون استفاده شده، سیم باس گیتار و سوزن و نخ هستن.

    شما چی؟ اگه این اتفاق بیوفته، چطور توجیهش می کنین؟ باورهاتون رو چطور بهش ربط می دین؟ اصلا به نظر شما همچین فرمولی می تونه وچود داشته باشه؟

 

پ.ن 1: اگر کسی اسم این فیلم رو می دونه لطفا تو قسمت نظرات برا بقیه معرفی کنه.

پ.ن 2: نمی دونم چرا یاد اسم فیلم "خیلی دور خیلی نزدیک" افتادم!

پ.ن 3: بالاخره تموم شد! تصمیم گرفته بودم تو این وبلاگ مطالب طولانی ننویسم تا زیاد وقت مخاطبم رو نگیرم. ولی خب امشب همینطور تایپ کردم و تایپ کردم بودن اینکه حواسم به حجمش باشه. از این به بعد سعی می کنم مطالب کوتاه بنویسم که سرتون رو درد نیارم!

 

دانه های نمک و فلفل

نخ دندان استفاده شده

 

سیم گیتار

 

سوزن و نخ


نویسنده : محمد ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٧