ماتریکس

می نویسم همه ی هق هق تنهایی را...

      تا حالا به این فکر کردین که توصیف هایی که از بهشت تو اسلام شده چقدر ترغیبتون می کنه به اینکه از این دنیا بگذرین و به امید بهشت و توصیفاتش زندگی کنین؟

      برا خود من که داستان ها و تشبیهات و توصیفاتی که از بهشت شده جاذبه ی چندانی نداره. شاید بشه گفت که این نحوه ی تعریف از بهشت فقط در زمان خودش کارآیی داشته. در زمان عربهای جاهل که به جز شکم و شهوت چیزی براشون اهمیت نداشت. برای عرب خیلی رویایی بود که نهر آب زلالی باشه که زیر سایه ی درخت جریان داره. چون تو صحرای عربستان نه رودی بود و نه درختی و تا بود بیابان سوزان و خشک. برای عرب خیلی جذاب بود جایی که حوری هایی هستن که سفید و تمیز و زیبا و خوش صدا و لطیفن و هربار می تونی به اندازه ی هفتاد سال ازشون لذت ببری. این آخر آرزوهاشون بود. آرمان شهرشون بود. نمیشه با اطمینان گفت ولی شاید این توصیفات از بهشت که به عنوان دستمزد مسلمان شدن و گسترش اسلام و جنگیدن برای اسلام و شکنجه شدن به عرب پیشنهاد می شد، بیشترین تاثیر رو در گسترش اسلام حداقل تو اون زمان و اون مکان داشته.

     اما الان بشر متمدن شده، تکامل فکری پیدا کرده، شهوت براش یکی از نیازهاش مثله نفس کشیدن و خوردن و خوابیدن و دوست داشته شدن و فکر کردن و احترام و عزت نفس و حریم شخصی به حساب میاد و نه بیشتر و نه کمتر.

    آیا الان این وعده ها می تونه اکثریت انسان ها رو متقاعد کنه که محدودیت هایی رو توی زندگیشون اعمال کنن به این امید که در دنیای دیگری با حوریان مه پیکر هم آغوش بشن؟ یا میوه بخورند و آب گوارا و شیر و عسل بنوشند؟

    گاهی فکر می کنم برای خود من یه بهشت با این هزینه ی سنگینی که باید بپردازم  چی باید برام به ارمغان بیاره تا با حساب و کتاب خودم ارزشش رو داشته باشه؟ مثلا دنیایی که پر از پیشرفته ترین ابرکامپیوترها و اینترنت فوق سریع و نهایت پیشرفت در هوش مصنوعی و روبوت ها با درک و احساس و اینجور چیزا باشه. _البته این یه توصیف سردستی و پیش پاافتاده و کودکانه از بهشت دلخواهمه!_ خداییش اینا رو ترجیح میدم به اینکه 24 ساعت روز و 365 روز سال و سالهای متمادی هر ساعت کنار یه حوری بخوابم و لذت ببرم! و تا ابد به خوبی و خوشی لذت ببرم. اگر توقع داشته باشم از چنین بهشتی که از نظر جنسی نیازمو برطرف کنه در حد اینه که اونجا بتونم با همون کسی که اینجا دوستش دارم باشم نه هر لحظه با یه نفر.

     یه چیز دیگه که توی توصیفات بهشت واضحه اینه که ویژگی هایی که  خاص زن ها باشه و برای اونا طراحی شده باشه بسیار ناچیزه. دلیلشم کاملا روشنه. زن توی قوم و قبیله های اون زمان عربستان صرفا یک وسیله و کالا بود برای رفع نیاز مردها. خرید و فروش می شد، سربریده می شد. دور انداخته می شد و کلا همون رفتاری باهاش می شد که مثلا با سگ ها. یا حتی از سگ و شترشون هم اهمیت کمتری براش قائل بودن. و خب مثلما دینی که برای گسترش خودش به جنگ نیز داره و برای جنگ به مردها ، نمیاد مردها رو با این وعده آزرده خاطر کنه که در بهشت زنها هم مثله شمان. هرچند درتاریخ اسلام دیده میشه که کم کم برای زنها هم ارزش بیشتری قائل شدن و از حق نگذریم اسلام تحول بزرگی در نقش زن ها و احترام و عزت اونها توی جامعه ی بدوی جاهلیت به وجود آورد  (البته تحول بزرگ نسبت به جاهلیت ووگرنه در مقایسه با الان در اسلام هم زن اهمیت ناچیزی داشته) ولی منطقیه که این ریسک رو نکنه که بزرگترین عامل محرک نیروهاش یعنی وعده ی بهشت  رو به گونه ای توصیف کنه که احساس کنند که با باورها و عقاید و رفتارهاشون تناقض داره و هراس داشته باشند که محیط بهشت زنها رو در شان مردها قرار بده.

    طبیعیه که توی عصر ما زنها دل خوشی از نقش تعریف شده براشون در سناریوی بهشت نداشته باشن.

    واضحه که ویژگی هایی که من از بهشت دلخواهم بیان کردم یا اونهایی که شما در این عصر برای خودتون آرمان می دونید، برای انسال آینده حکم بهشت عربها رو داره برای ما.

   تکنولوژی پیشرفته و مدرن و ... اهداف و خواسته هایی هست که برای بشر آینده در همین دنیا دست یافتنی شده و احتیاجی به کمک گرفتن از ماورا برای دست یافتن بهشون نیست.

    شما به عنوان یک انسان قرن بیست و یکم، بهشت آرمانی خودتون رو چطور توصیف می کنید؟

 

پ.ن: این مطلب صرفا نظرات، عقاید و باورهای شخصی من در این مورد بوده و بر اساس مطالعه ی خاص یا تحقیقات خاص یا منابع معتبری نیست.


نویسنده : محمد ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٦